گذر معمار پلاک 7 |
|||
چهار شنبه 21 تير 1391برچسب:, :: 18:34 :: نويسنده : مهراز ایرانی
درباره یک مفهوم حیاتی در معماری احساس تعلق به مكان پژوهشهای انجامشده نشان میدهد محیط علاوه بر عناصر كالبدی شامل پیامها، معانی و رمزهایی است كه مردم براساس نقشها، توقعات، انگیزهها و دیگر عوامل آن را رمزگشایی و درك میكنند و در مورد آن به قضاوت میپردازند.
دكتر حامد قادرمرزی / همه در انبوهیم/ لیك در زورقمان تنهایی است/ حلقهای نیست به آن آویزیم.
امروزه در جهانی زندگی میكنیم كه انسانها در كلینیكها به دنیا میآیند و در بیمارستانها میمیرند؛ جهانی كه در آن موقعیتهای تفننی و غیرانسانی دایما افزایش مییابند؛ جهانی كه در آن نقاطگذار و اشتغالهای موقت در شبكه متراكمی از وسایل ارتباطی متنوع و متعدد و در فضاهای متفاوت و متضاد توسعه مییابند و در عین حال چنین فضاهایی، آكنده از انسانها هستند؛ انسانهایی كه دایم در حال جابهجایی از مكانی به مكانی دیگرند و شاید آنقدر جابهجا میشوند و مكانهای متعدد را تجربه میكنند كه احساس «لامكانی» میكنند. جهانی كه به این ترتیب به فردیت منزوی، بهگذار، به حالت موقت و به روزمرگی سپرده شده است، موضوعات جدیدی را در برابر ما قرار میدهد كه قابل تامل و تفكر هستند. از جمله این موضوعات این است كه مكان من در این فضاها كجاست؟ و به كدام مكان تعلق دارم؟ حس مكان و احساس تعلق به مكان از موضوعات مورد بحث در علوم مختلف از جمله معماری، جغرافیای انسانی، برنامهریزی شهری، برنامهریزی روستایی، جامعهشناسی و بالاخص قومشناسی سیاسی است. اصطلاح حس مكان از تركیب دو واژه حس و مكان تشكیل شده است. واژه حس (sense) در فرهنگ لغت آكسفورد سه معنای اصلی دارد: نخست یكی از حواس پنجگانه، دوم احساس، عاطفه و محبت كه در روانشناسی به درك تصویر ذهنی گفته میشود. یعنی قضاوتی كه بعد از ادراك معنای شیء نسبت به خود شیء در فرد به وجود میآید كه میتواند خوب، جذاب یا بد باشد، سوم توانایی در قضاوت درباره یك چیز انتزاعی، مثل معنای حس در اصطلاح حس جهتیابی كه به مفهوم توانایی یك فرد در پیدا كردن مسیر یا توانایی مسیر در نشان دادن خود به انسان است. و در نهایت حس به معنای شناخت تام یا كلی یك شیء توسط انسان است. اما واژه حس در اصطلاح حس مكان بیشتر به مفهوم عاطفه، محبت، قضاوت و تجربه كلی مكان یا توانایی آن در ایجاد حس خاص یا تعلق در افراد است. از دیدگاه روانشناسی محیطی، انسانها به تجربه حسی، عاطفی و معنوی خاص نسبت به محیط زندگی نیاز دارند. این نیازها از طریق تعامل صمیمی و نوعی همذاتپنداری با مكانی كه در آن سكونت دارد، قابل تحقق است. پژوهشهای انجامشده نشان میدهد محیط علاوه بر عناصر كالبدی شامل پیامها، معانی و رمزهایی است كه مردم براساس نقشها، توقعات، انگیزهها و دیگر عوامل آن را رمزگشایی و درك میكنند و در مورد آن به قضاوت میپردازند. این حس كلی كه پس از ادراك و قضاوت نسبت به محیط خاص در فرد به وجود میآید، حس مكان (sense of place) نامیده میشود كه به عنوان عاملی مهم در هماهنگی فرد و محیط باعث بهرهبرداری بهتر از محیط، رضایت استفادهكنندگان و در نهایت احساس تعلق آنها به محیط و تداوم حضور در آن میشود. از دیدگاه پدیدارشناسان حس مكان به معنای مرتبط شدن با مكان به واسطه درك نمادها و فعالیتهای روزمره است. این حس میتواند در مكان زندگی فرد به وجود آمده و با گذر زمان عمق و گسترش یابد. ارزشهای فردی و جمعی بر چگونگی حس مكان تاثیر میگذارند و حس مكان نیز بر ارزشها، نگرشها و بهویژه رفتار فردی و اجتماعی افراد در مكان تاثیر میگذارد و افراد معمولا در فعالیتهای اجتماعی با توجه به چگونگی حس مكانشان شركت میكنند. حس مكان عاملی برای احساس امنیت، لذت و ادراك عاطفی افراد نیز هست و به هویتمندی افراد و احساس تعلق آنها به مكان كمك میكند. از دیدگاه پدیدارشناختی مهمترین مفاهیم مرتبط در بیان حس مكان، واژههای مكاندوستی، تجربه مكان و شخصیت مكان است. در تفسیرهای امروزی حس مكان چیزی است كه افراد در دوره زمانی خاص میآفرینند و نتیجه رسوم و اتفاقات تكراری است و حال و هوای محیط را توصیف میكند. بعضی از مكانها آنچنان احساسی از جاذبه دارند كه به فرد نوعی احساس وصفنشدنی القا كرده و او را سرزنده، شاداب و علاقهمند به بازگشت به آن مكانها میكنند كه حس مكان نامیده میشود. در واقع میتوان گفت كه حس مكان انگیزه ماندگاری افراد را در یك محیط خاص تقویت یا افزایش میدهد. شكل اولیه حس مكان، آشنایی با مكان است كه شامل، بودن در یك مكان بدون توجه و حساسیت به كیفیات یا معنای آن است. بسیاری از مردم، مكانها را در حد آشنایی تجربه میكنند و رابطه آنها با برخی از مكانها فقط از طریق فعالیتها است. این افراد توجه عمیقی به خود مكان ندارند و شكلی از مكان را تجربه میكنند كه باعث ندیدن واقعی مكان و عدم مشاركت در فعالیتهای آن میشود. به نظر میرسد برای افرادی كه تحت فشارهای فرهنگی و فناورانه قرار گرفتهاند، محیطها در این سطح تجربه میشوند. در نتیجه احساس تعلقی به مكان ندارند و از لحاظ جغرافیایی احساس بیگانگی میكنند. منبع: روزنامه شرق
نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
![]() نويسندگان |
|||
![]() |